زباله ، کابوس هسته ای ، یک نمایش برای دیدن ...

نیروگاه های حرارتی نفت ، گاز ، زغال سنگ ، هسته ای (PWR ، EPR ، همجوشی گرم ، ITER) ، گاز و زغال سنگ ، تولید همزمان ، تولید سه گانه. Peakoil ، تهی شدن ، اقتصاد ، فناوری ها و استراتژی های ژئوپلیتیک. قیمت ها ، آلودگی ها ، هزینه های اقتصادی و اجتماعی ...
jonule
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 2404
سنگ نوشته : 15/03/05, 12:11




تعادل jonule » 30/10/09, 13:10

احمد شما ، من عادت دارم کلمات عاقلانه شما را بخوانم و مطمئن باشید که در همان کیف گیج نخواهیم شد.

برای پاسخ به سوالات خود ، بله واضح است که درجه دو است (پاسخ من درجه یک است ؛ =). اما اگر اخلاق نیست که معادن توسط دولت تعطیل شده اند تا واقعیت غم انگیز آسایش مدرن را پنهان کنند ، پس روش خود را برای توضیح چیزها برای من توضیح دهید.

نه این شما نبودید که رأی می خواستید موافقم ، شاید وقت نکردید جواب "سن-نو-سن" را ببینید:
شما درست می گویید ، در واقع انرژی هسته ای از بحث عمومی فرار می کند ، زیرا انرژی هسته ای غیرنظامی فقط فرزندان نیروی هسته ای نظامی است ، که این دو زمینه غیر قابل تقسیم است.
بنابراین تعجب آور نیست که موضوع از شهروندان فرار کند ، حتی اگر غیرنظامیان مجبور به پرداخت هزینه میلیاردها دلار باشند.


به همین دلیل من به او پیشنهاد کردم که خودش را به رأی دهد که از حضورش پشیمان است. شما می خواهید ، شما می کنید! ساده.
اگر شما به رای دادن و مناظره اعتقادی ندارید ، بحث و رأی دادن دشوار خواهد بود موافقم. با این حال ، بدانید که "اگر شما از سیاست مراقبت نکنید ، سیاست از شما مراقبت می کند" بله من می دانم اما این چنین است ؛
اگر مردم درگیر شوند و در برابر این لابی بایستند زیرا ذهن آنها باعث می شود "نه ، خیلی احمقانه است" ، ما نباید آنها را كاهش دهیم و با گفتن "بله ، اما ما چیزی در مورد آن نمی دانیم ، واکنش نشان می دهیم ، بنابراین ترجیح می دهیم نگاه كنیم دوباره تلویزیون از انرژی هسته ای استفاده می کند ". شما فقط باید به نرخ ممتنع انتخابات گذشته نگاه کنید. متأسفم ، اما جدا از جنبه ناراحت کننده آنچه که به ما پیشنهاد می شود ، من هنوز هم معتقدم که این کار عمدا انجام می شود. من به عنوان مثال انتخاب سیاسی "بزرگ" سال 2002 را انتخاب کردم ، که بدون شک زودتر از آنچه انتظار می رفت با این نوع رفتار در مقابل مسئولیت ها ، حقوق و همچنین وظایف خود به عنوان یک رای دهنده باز خواهد گشت.

اما بیایید ادامه دهیم

در واقع توضیحات فنی این فناوری می تواند بیش از یک مورد را انزجار دهد. تصور می کنم که مانند بسیاری دیگر شما نمی خواهید درک دقیق مسئله را درک کنید تا واقعیت ها را چه در سطح انسانی و چه در صنعت درک کنید.
در واقع این یک کار واقعی است که انجام آن آسان نیست.
من از آنجا که چاره ای به من داده نمی شود ، می خواهم بفهمم که چگونه انسان به آنجا رسیده است و ما باید یاد بگیریم.
همچنین می دانید که تمام اطلاعات در قسمت موجود است ، همچنین می توانید پیوندهای من را دنبال کنید.
شما می توانید به من اعتماد نداشته باشید ، باور کنید که من ضد هسته ای هستم که به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم ، سعی می کنم چیزی را بفروشم (چیست؟) یا اگر می توانید با دقت بخوانید و بصیرت را قطعاً از محتوای اظهارات من

با این حال ، جنبه قومی به شما امکان می دهد که انتخاب خود را انجام دهید ، شما این کار را برای همه کارها انجام می دهید ، این کار را برای هسته ای انجام نمی دهید؟ من این را خیلی عادلانه نمی دانم و حرف شما دقیقاً این است که بگویید "بگذارید متخصصان این کار را بکنند": بنابراین شما این نگرش را تشویق می کنید ، بدون شک ناخودآگاه نمی دانم.

بنابراین بیایید سیاست را به سیاست بسپاریم و به یادگیری این روش برگردیم:

آیا نمی بینید که یادگیری خودکار در مدرسه برای آن آسان است؟ چه چیزی در مدرسه درباره انرژی هسته ای یاد گرفتید ، به یاد دارید؟

تنها چیزی که به من برمی گردد این است که "ذرات آلفا توسط یک ورق ساده متوقف می شوند" ...
ساده لوحانه ، وقتی بدانیم که این نانوذرات قابل تنفس هستند و مستقیماً وارد بدن می شوند. بدون شک آیا ما بعد از 20 سال در مورد نانوذرات بیشتر خواهیم دانست؟


این لابی به همه ما دروغ می گوید. قرار دادن خودم در همان سبد تمایل به تئوری توطئه دارد ، مضحک است: آنها فقط صنعتگران بی شرمانه و غیرمسئولی هستند ، همین.

خوش به حال شما
0 x

Aumicron
خوب Éconologue!
خوب Éconologue!
پست ها: 387
سنگ نوشته : 16/09/09, 16:43
محل سکونت: بوردو




تعادل Aumicron » 30/10/09, 14:29

jonule نوشت:+ این نوع اطلاعات مشخص خواهد شد و + به مردم هشدار داده می شود و از آنها رأی می دهند

همانطور که کریستف مرتباً اشاره می کند ، مردم از طریق خریدهای خود قدرت رای دادن در هر زمان را دارند. و متأسفانه ، من از ارقام مربوط به تحول در مصرف برق اطلاع ندارم ، اما به نظر من مردم با خرید بیش از حد وسایل برقی و هدر دادن این انرژی ، بیشتر و بیشتر به انرژی هسته ای رأی می دهند. استفاده کنید.

هنگامی که شما یک لامپ ساده را روشن می کنید مردم از تولید زباله آگاهی بسیار کمی دارند.
0 x
به استدلال می کنند.
jonule
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 2404
سنگ نوشته : 15/03/05, 12:11




تعادل jonule » 30/10/09, 15:07

مطمئناً وقتی می بینید در bricomerdo می توانید بخاری برقی با دمای 2000 وات را به قیمت 10 یورو باستون بخرید ، هر موضوع انعکاسی را کوتاه می کند ... باید منع شود ، اما ما در حال مصرف کامل شنا هستیم ، که کاری به مسئولیت ندارد.

اما باید دائماً اطلاع رسانی کنیم تا در ذهن مردم ، هرچه پیش می رویم ، این مفهوم عقل سلیم دوباره زنده شود.
0 x
آواتار د l 'utilisateur
کریستف
مدیر
مدیر
پست ها: 60312
سنگ نوشته : 10/02/03, 14:06
محل سکونت: سیاره Serre ساخته
X 2581




تعادل کریستف » 30/10/09, 15:13

1+! Jonule ، من 2500W با قیمت 6.90 یورو دیدم !! 0.00276 یورو وات ... من مطمئن هستم که ما هنوز هم می توانیم بهتر پیدا کنیم!

Pffff ... برنده نشده است :(

Aumicron در اینجا (برای فرانسه) "همه چیز" وجود دارد:
https://www.econologie.com/electricite-s ... -4028.html
https://www.econologie.com/electricite-s ... -4029.html

و به ویژه یک ... منحنی بار سالانه خوب:
تصویر

https://www.econologie.com/forums/consommati ... t7053.html

با توسعه PAC های متنوع و متنوع ، این یک شرط مطمئن است که شکاف تابستان / زمستان هنوز در حال افزایش است!

اما به مردم خواهد فهماند که وقتی ADEME (... مدیریت انرژی) تبلیغات PAC را انجام دهد ، خاموشی ممکن است ... مانند گرمایش الکتریکی ، فقط باید به عنوان TOP-UP استفاده شود... (به مالوش هوا با 500 یورو علاوه بر روغن مازوت مراجعه کنید و هزینه آن در کمتر از 2 سال پرداخت می شود)

هنگامی که شما یک لامپ ساده را روشن می کنید مردم از تولید زباله آگاهی بسیار کمی دارند.


دقیقاً ، من فکر ساختن یک لیوان لیوان با پیامی برای این منظور داشتم (گرم کردن این فنجان مصرف ... x میکروگرم اورانیوم ... یا Y گرم برای Z سال!) برای فروشگاه ما ، اما هرگز این اتفاق نیفتاد: من ایده انجمن را حفظ می کنم! : ایده:
0 x
Aumicron
خوب Éconologue!
خوب Éconologue!
پست ها: 387
سنگ نوشته : 16/09/09, 16:43
محل سکونت: بوردو




تعادل Aumicron » 30/10/09, 15:38

احمد نوشته است:باید تأکید کنم که به این گزارش ، همانند همه ژانرها ، برگردم که می تواند نقشی مخالف در اطمینان بخشی به افکار عمومی داشته باشد.

به ویژه بحثی که بعد از پخش پخش شد. آرته ، كه باید گزارش را وابسته بداند ، به 4 مهمان موظف است كه نماینده ای از AREVA ، یكی از EDF و یكی دیگر از ANDRA در برابر یك ضد هسته ای به زبان آلمانی داشته باشد. اخلاق ، طرفداران هسته ای با سخنرانی های بیش از حد آماده شده خود و اطمینان از مداخلات آلمان بیچاره اطمینان ندارند.

در پایان ، بیننده اصلی با احساس اطمینان مجدد به انرژی هسته ای به رختخواب می رود و س andالات جالبی که توسط چند ناشناس در مجمع پرسیده شد ، به این دلیل که PPDA وظیفه خود را انجام نداد ، پاسخ داده نشد.
0 x
به استدلال می کنند.

احمد
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 10039
سنگ نوشته : 25/02/08, 18:54
محل سکونت: کبود
X 1259




تعادل احمد » 30/10/09, 21:27

با عرض پوزش، Jonule، منظور شما از "اخلاق" را در این زمینه کاملاً نمی فهمم.

در مورد سیاست کاملاً درست هستید ، با این وجود سیاست لزوماً به قرار دادن رای در یک صندوق رأی در فواصل کم و بیش دور خلاصه نمی شود.

شما می نویسید:
قرار دادن من در همان سبد به تئوری توطئه گرایش دارد
باید سردرگمی وجود داشته باشد: من هیچ وقت از شما س questionال نکردم.

با بازگشت به سوال بحث (به طور كلی) ، باید فهمید كه وقتی در این مورد اتفاق می افتد forum بین سخنرانان صمیمانه ، مبادله می تواند به همه اجازه دهد که استدلال های خود را با دیگران مقایسه کنند و بنابراین برداشت خود را از مسائل تغییر دهند.
این با یک بحث عمومی کاملاً متفاوت است که در آن سهام فقط برای مبتدی ، تحت پوشش یک مبادله بی طرف است ، تا مردم * را نسبت به اعتبار مواضع خود متقاعد کند. در این حالت ، این بحث فقط در جهت گسترش بهتر تبلیغات است ، و این چیزی بیشتر از نوعی اقدام تجاری نیست.

همانطور که گفتم ، بیایید به انرژی هسته ای برگردیم ، اگر گفتمان مخالفان به تکنیک مربوط نباشد ، غیرقابل شنیدن است ، اما اگر چنین باشد ، از آنجا که قابل انعطاف است و تجزیه آن آسان است ، غیرممکن می شود.

من نمی خواهم متخصص هسته ای شوم ** (حتی بدون توجه به دشواری) زیرا معتقدم که هر سطح او که باشد یک دانشمند نیست که به من بگوید این تکنیک برای من خوب است: با این کار او در زمینه علمی قرار می گیرد و خود را با من در یک موقعیت مساوی می یابد: دو شهروند که بر اساس یک پروژه صریح درباره آنچه که برای کل جامعه خوب و مطلوب است بحث می کنند.
و البته در آخرین نکته این است که کفش نیشگون می گیرد: عدم موفقیت در تصور یک آینده مشترک احتمالی ، افرادی که مسئولیت تصمیم گیری را دارند ، ترجیح می دهند به جای خود علم را به عهده بگیرند. .
بنابراین علم ، با تنگ دستی ، به پناهگاه نهایی یک شبه عینیت و یک حقیقت ادعایی تبدیل می شود *** ، که ما را از وظیفه دردناک تصمیم گیری و در نهایت تفکر دور می کند.
این فراموش می شود که علم خود دارای ویژگی های پیشینی ، ذهنی و منافع حزبی خود است: با استتار ، خطر هر چه ترسناک تر می شود.
از لحظه ای که ما از هر انتخابی در مقابل علم تکنو کنار می رویم ، تنها پروژه (آیا باید آن را واجد شرایط کنیم؟) که می تواند زنده بماند ، کنار گذاشتن جامعه به سمت بازار و دستیابی به ایدئولوژی توتولوژیک از رشد برای رشد است.

Aumicron با خردمندانه سناریوی کاملاً ثابت این نمایش ها را زیر خط می کشد. ضعف توتالیتاریسم "سخت" این است که نمی تواند کوچکترین انتقادی را تحمل کند ، از طرف دیگر یک توتالیتاریسم "نرم" است ، نه تنها خود را با آن منطبق می کند ، بلکه توسط آن تقویت می شود!


* از این رو امضای من ...

* البته این بدان معنا نیست که ما باید در این زمینه جهل پرورش دهیم ، اما باید فهمید که این یک زمینه کاملاً پیچیده است ، جایی که برجسته ترین دانشمندان فقط بخشی از کل را تسلط دارند: بنابراین بسیار پرمدعا خواهد بود ادعای دانش جامع

** حقیقت علمی ماهیتی متفاوت از حقیقت به معنای فلسفی دارد ، از آنجا که علم طبق تعریف در دست ساخت است ، فقط در رابطه با اصل ناقص بودن قابل ارزیابی است.
0 x
"بیش از هر چیز ، آنچه را که به تو می گویم باور نکن."
آواتار د l 'utilisateur
Remundo
مدیر
مدیر
پست ها: 9885
سنگ نوشته : 15/10/07, 16:05
محل سکونت: کلرمون فران
X 850




تعادل Remundo » 30/10/09, 22:12

جالب استدلال احمد ،

با گفتن این سخنان ، چگونه می توان بدون هیچ معیار علمی ، در مورد آنچه که برای جامعه مفید است ، قضاوت کرد؟

اگر علم حقیقت مطلقی را ارائه ندهد ، حداقل می تواند از فاحش ترین اشتباهات جلوگیری کند: این هدف متوسط ​​اما جاه طلبانه یک دانشمند خوب است. :P

در مورد انرژی هسته ای ، جمعیت 300٪ ناآگاه است:
- در آغاز: جهل زیرا هیچ آموزش قابل توجهی در سیستم مدرسه وجود ندارد ، حتی در علوم تا 2 + ، یا حتی بیشتر ...
- سپس اطلاعات نادرست : از لابی هسته ای و ضد انفجار.

با این حال ، وقتی صحبت از انرژی هسته ای می شود ، هرگونه بحث غیر علمی بی فایده است. کمی ناقص بودن از رویارویی با دو تاریکی فراگیر بهتر است: آنچه در مورد افراد تحصیل نکرده و "دانستن بیش از حد" مطیع لابی های خاص است.

آنچه ما می توانیم از آن دور شویم و آن را به روشنی برای همه توضیح دهیم ، این است كه انرژی هسته ای چنان انرژی شگفت آوری را تأمین می كند كه در مقیاس زمانی تمدن های ما زباله آن غیرقابل كنترل است.

آنچه می توانیم بگوییم این است که انرژی پایدار واقعی منشأ حرارتی هسته ای است و رسیدن به زمین 8 دقیقه طول می کشد. این شمسی و اشکال مشتق شده از آن است که باید گرفته شود.
0 x
تصویرتصویرتصویر
احمد
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 10039
سنگ نوشته : 25/02/08, 18:54
محل سکونت: کبود
X 1259




تعادل احمد » 01/11/09, 15:05

اگر علم حقیقت مطلقی را ارائه ندهد ، حداقل می تواند از فاحش ترین اشتباهات جلوگیری کند: این هدف متوسط ​​اما جاه طلبانه یک دانشمند خوب است.

مهم نیست که علم چقدر مرتکب اشتباه می شود تا خودش را محدود به حوزه خود کند: همیشه محدودیت های دانش جهان را عقب بکشید. علم یک فرایند دیالکتیکی است که می تواند نظریه های خود را نقد کند و اشتباهات خود را اصلاح کند

آنچه جدی است این است که علم ، همانطور که در عمل با واقعیت به طور فزاینده ای م effectiveثر واقع می شود ، خود را با تکنیک و اقتصاد دستگیر کرده و حداقل این که او بزرگ نشده ظاهر نمی شود.
با کنار گذاشتن حرفه تحقیق خالص خود برای درک جهان ، از آن خواسته می شود که خود را منحصراً به دلیل عملیاتی اختصاص دهد ، همزمان که به عنوان یک ضمانت فکری برای اقتصاد اطراف است.
بنابراین ، به طور دقیق ، علم دیگر کاملاً مورد سوال نیست ، اما خسارتی که توسط آن وارد شده و به نام آن قابل تحمل نیست. از این نگرانی مشکوک بی اعتمادی عمیقی نسبت به آن به وجود آمد و نشانه آن عدم رضایت جوانان از مطالعات علمی است. بی احتیاطی که من به اندازه تو پشیمانم.

با گفتن این جمله ، "چگونه می توانیم بدون هیچ معیار علمی ، درباره آنچه که برای جامعه خوب است قضاوت کنیم؟"
برعکس ، کوچک شمردن علم نیست که آن را به حوزه صلاحیت خود محدود کند. ظاهراً جالب است که بتوانیم معیارهای عینی داشته باشیم ، متأسفانه و heureusement این امکان ندارد.

مشکلی که شما مطرح می کنید ، یعنی ارزش یا معنا ، مسئله اصلی فلسفه از آغاز آن بوده است ، اگر نمی توانم پاسخ کاملی ارائه دهم ، من را ببخشید! : LOL

من یک داستان کوتاه برای شما تعریف می کنم توماس بیشتر، در آرمانشهر خود جامعه ای ایده آل از افراد کاملاً اخلاقی ، بی علاقه و خوشحال توصیف کرد. من از جزئیات رد می شوم: برای من این شرکت ** کاملاً نفرت انگیز است. چرا ؟ زیرا رفتار ایده آل و معنایی که علت این رفتار بود داده شد. از آن به بعد ، حتی این مردان کامل نیز چیزی جز عروسک های محروم از تمام بشریت نبودند. بشریت فقط می تواند ناشی از یک انتخاب داوطلبانه باشد ، از یک تنش ذهنی نسبت به کالایی که هرگز کاملاً تسخیر نشده است.
من فکر میکنم که هست هایدگر که ادعا کرد هدف علم همان چیزی است که او می خواند بودن ؛ بودن برای او غیر قابل شناخت است. و مرد تنها است وجود تعجب از ماهیت آن ، از وجود آن.
این به س questionال پاسخ نمی دهد ، شما به من خواهید گفت: اگر نمی توانم به معیار عینی و محکم اعتماد کنم ، چگونه می توانم به تنها ذهنیت خود اعتماد کنم؟
نسبت به این س extremeال 2 نگرش شدید وجود دارد. عدم امکان انتخاب را تأیید کنید و بنابراین از آن چشم پوشی کنید: این همان چیزی است که فرد بدبین یا بدبین اعلام می کند. در مقابل ، یک انتخاب کامل و بدون صلاحیت ، به استثنای کوچکترین شک ، توسط متعصب انجام می شود.
اثبات اینكه موقعیت اول قابل تحمل نیست ، كاملاً آسان است ، از طرف دیگر ، موقعیت دوم بسیار جامدتر است زیرا از نظر منطقی در دسترس نیست ، زیرا این امر نوعی آسیب شناسی از آن است.
محکوم به انتخاب در تعادل ناپایدار در یک پشته باریک ، با دلیل فقط به عنوان یک محافظ ، اینگونه مفهوم آزادی بیان می شود. لحظه ای یک حمایت محکم را تصور کنید و بلافاصله انسانیت فرد را سرکوب می کنید تا او را تحت یک جبر (از آنجایی که انتخاب او اجباری می شود) قرار دهید.

در عمل ، آنقدر چشمگیر نیست که انتخاب های آگاهانه ما از علم و در بیشتر موارد ، از خرد فرار کند. بیایید مثالی بزنیم: توسعه دانش علمی دو فرض مقدماتی را فرض می کند: 1- اینکه جهان برای عقل بشر قابل درک است. 2- اینکه دستیابی به این دانش مطلوب است.
این دو انتخاب نه توسط علم و نه به دلیل دلیل غیرقابل تصمیم هستند ، فقط شرط بندی می تواند درگیر چنین پروژه ای شود.
همه ما با این نوع پیشینی ها کار می کنیم ، نکته مهم این است که آنها آگاه هستند و بنابراین قابل انتقاد هستند. این "خودت را بشناس" است سقراط...

* علاوه بر این ، حتی در انزوا نیز مورد توجه قرار می گیرد ، علم نمی تواند عینیت محض باشد ، زیرا توسط مردان با پیش فرض ها ، غیر منطقی بودن ، پیشینی آنها غیرقابل کاهش است.
اینگونه است که می توانیم مدها را در علم پیدا کنیم ، عجله برای همه چیز ژنتیکی یا تراریخته ، همجوشی هسته ای ، لقاح مصنوعی ...
در زمینه های فنی که به دلیل زندگی مشترکشان گاهی اوقات با علم اشتباه گرفته می شوند ، این مدها حتی تعداد بیشتری دارند ، اما آنها بیش از حد تحت ویژگی های سخت گیری و عینیت سرد خود را بی محابا و ناعادلانه نشان می دهند.
** مدینه فاضله را باید در واقعیت معکوس ارزیابی کرد ، مانند نقد جامعه انگلیس.
0 x
"بیش از هر چیز ، آنچه را که به تو می گویم باور نکن."
آواتار د l 'utilisateur
Remundo
مدیر
مدیر
پست ها: 9885
سنگ نوشته : 15/10/07, 16:05
محل سکونت: کلرمون فران
X 850




تعادل Remundo » 03/11/09, 15:49

از احمد برای این استدلال زیبا فلسفی متشکرم.

این فرهنگ بوم است.

نتیجه می گیرم که علم ، علی رغم سوuses استفاده از سو the استفاده از حال مردان ، اگر به خوبی انجام شود ، چراغ کوچکی را که چراغ انتهای آینده انسان را روشن می کند ، باقی می ماند.

@+
0 x
تصویرتصویرتصویر
احمد
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 10039
سنگ نوشته : 25/02/08, 18:54
محل سکونت: کبود
X 1259




تعادل احمد » 03/11/09, 19:54

علم یکی دیگر از چراغ هاست. اگر تسلیم خود را در اقتصاد رها کند و با کنار گذاشتن دلیل عملیاتی ، دلیل سوداگری را احیا کند ، شدت اصلی خود و توانایی خود را برای برنامه ریزی در آینده بازیابی خواهد کرد.

با این حال ، ما نباید این واقعیت را پنهان کنیم که خطر ، در اینجا ثابت شده ، از تغییر همیشه ممکن است. این تمدن توسط سایر تمدنهایی که انتخاب کرده بودند ، نه کنار گذاشتن علم ، بلکه کنترل بسیار دقیق کاربردهای فنی آن ، به خوبی قابل درک بود (این مورد ، به ویژه در چین باستان).
علاوه بر تأثیرات مخرب ، علم و فن آوری نمونه نمونه ای از تکامل به سوی یک دین غیر قابل تحمل است (بهتر است از بت پرستی صحبت شود) ، پناه بردن به پشت آیت الله های خود برای کشتن کسانی که جرات می کنند کوچکترین انتقادی را بیان کنند. سریع به راه اندازی آناتما و پناه بردن در پشت فرمول های مذهبی: "ما نمی توانیم پیشرفت را متوقف کنیم!".

خوشبختانه ، هر موسسه ای از طریق بازخورد مثبت تمایل به بیماری اسکلروتیک دارد. علم همچنین بدعت های خود را دارد که ایده های اصلی را در حاشیه این موسسه توسعه می دهند: در مورد این چنین بوده استاینشتین در روزهای ابتدایی خود و مدتها بعد ایده های او با مقاومت زیادی در بین همکارانش روبرو شد.

درست است که در آن زمان فقط یک تنش بر روی دگم های مستقر بود ، امروز وقتی منافع اقتصادی در معرض خطر باشد همانطور که ما آنها را می شناسیم درگیری بسیار تلخ است و این اختلاف اکنون در مورد نظریه علمی کمتر از نهاد خود: طعنه به دنبال تکفیر است. این اتفاقی است که افتاده است کریستین ولوتبه عنوان مثال:.

آیا علم در اصلاح خود موفق خواهد شد؟ وزن اقتصاد از یک طرف سنگینی می کند ، از طرف دیگر افکار عمومی همچنان ابراز نگرانی های مشروع می کنند. بحث این است که ، تا به امروز ، در یک بن بست ، امیدواریم که طبقه حقوقی کمی فروتنی در دسترس باشد.
این شرط است تا اپوزیسیون به دو ضد عقل گرایی مخالف و هر یک به همان اندازه عقیم تبدیل نشود.

PS من فقط درگذشت شنبه گذشته از لوی اشتراوس، یک دانشمند عظیم الجثه و یک انسان گرای واقعی. اخیراً در مرور معروف "Tristes tropiques" ، که مدتها بود به خودم قول داده بودم آن را بخوانم ، عمق و هوش تجزیه و تحلیل او را تحت تأثیر قرار داد ، به عنوان مثال ، معانی عبور از زبان شفاهی به زبان نوشتاری ، در مکان مبهم مردم شناس در رابطه با جوامعی که مورد مطالعه وی و جامعه خود او هستند. حتی در مورد تحول ناخوشایند آرزوی ما برای از بین بردن واقعیت ، تأمل نسبتاً پیش آگاهانه ای وجود دارد (کتاب در سال 1935 منتشر شد) ، در مقایسه با راه حل های مردم احتمالاً نه چندان ابتدایی: به طور خلاصه ، برای خواندن.
0 x
"بیش از هر چیز ، آنچه را که به تو می گویم باور نکن."


بازگشت به "انرژی های فسیلی: نفت ، گاز ، زغال سنگ و برق هسته ای (شکافت و همجوشی)"

چه کسی آنلاین است؟

کاربران در حال دیدن این forum : گوگل [ساعت تابستانی] و مهمانان 17