سحر و جادو از کیهان

بحث های عمومی علمی ارائه فن آوری های جدید (به طور مستقیم به انرژی های تجدید پذیر یا سوخت های زیستی و یا سایر موضوعات توسعه یافته در بخش های دیگر) forums).
جانیک
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 14991
سنگ نوشته : 29/10/10, 13:27
محل سکونت: کبود
X 1539




تعادل جانیک » 02/03/14, 20:38

1 درجه که این یک داستان افسانه ای بود: بر چه مبنایی؟ از آنجا که خصوصیات ندارد.

آرام!
تقصیر من نیست که تاریخ ادیان پیدایش را کیهان شناسی می داند!

کدام؟ تاریخ ادیان توالی مصالحه با قدرت موجود است (اعم از مدنی ، تجاری یا فکری). در مورد تکامل که پس از مخالفت با آن با صدای بلند و واضح ، تقریباً تکامل بیشتری از ملحدان و او کت خود را در تغییر بعدی که در خدمت منافع او باشد باز می گرداند.
تعریف اسطوره (ویکی):
"اسطوره داستانی است که به معنای تبیین و بیش از هر چیز ایجاد یک رویه اجتماعی است."

بلکه: اصطلاح اسطوره اغلب برای تعیین استفاده می شود یک باور کاملاً اشتباه در نگاه اول ، اما ممکن است مربوط به عناصر بتونی بیان شده باشد راه نمادین و توسط تعداد قابل توجهی از مردم به اشتراک گذاشته شده است.
این افسانه از افسانه (که برخی واقعیتهای تاریخی قابل شناسایی را فرض می کند) متمایز شده است ،

روایت کتاب مقدس بیشتر از اینکه به افسانه نزدیک شود به افسانه نزدیکتر است. (اما در اینجا نیز لازم است دقیقاً مشخص شود چه چیزی می تواند افسانه باشد یا نه !!!)
ذکر نشده است که به نظر می رسد اسطوره یک داستان ایستاده است ، همانطور که به نظر می رسد شما آن را درک کرده اید

لازم نیست چیزی باور کنم. به سادگی ، از یک طرف کسانی هستند که متن را تاریخی می دانند و نمادین نیست ، حتی اگر مملو از عناصر قابل توجهی باشد.
عیسی در انجیل خواهد گفت: "آیا نخوانده اید که خالق ، در آغاز زن و مرد ساخته است"مت 19-4 در جای دیگر او قتل قابیل بر هابیل را با ارائه آن به عنوان یک مرجع تاریخی ، حتی پر از معنی ، ذکر خواهد کرد ، و شجره نامه عیسی به این آغاز باز می گردد". عیسی بودن پسر یوسف ، پسر هلی ، پسر ..پسر آدام ، پسر خدا"لوقا 3-23
از طرف دیگر ، کسانی که تصور می کنند کاملاً اشتباه است ... و فقط نمادین است.
همه اینها به این دلیل است که متن با دگم فعلی تکامل الحادی مطابقت ندارد.
از نظر تاریخی ، اسطوره ها ، با توجه به اهمیت قابل توجه خود ، گاهی اوقات به عنوان افسانه ای قلمداد می شوند ،
اما این یک بار دیگر مسئله خواندن شبکه و سطح درک مطلب است!

این واقعاً یک شبکه خواندن است ، اما چه کسی تصمیم می گیرد که یکی برتر یا پایین تر از دیگری باشد؟ باورهای لحظه ای!
0 x

آواتار د l 'utilisateur
SEN-هیچ سن
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 6820
سنگ نوشته : 11/06/09, 13:08
محل سکونت: Beaujolais را بالا.
X 708




تعادل SEN-هیچ سن » 02/03/14, 23:56

جانیک نوشت:کدام؟ تاریخ ادیان توالی مصالحه با قدرت موجود است (اعم از مدنی ، تجاری یا فکری). در مورد تکامل که پس از مخالفت با آن با صدای بلند و واضح ، تقریباً تکامل بیشتری از ملحدان



ریشه شناسی کیهان شناسی به شرح زیر است: (از یونانی) جهان - "جهان" و "تولید") چگونه روشن تر می شویم؟
این اصطلاحی است که به داستان آغاز جهان اشاره دارد.
چرا می خواهیم آنچه را که ساده است پیچیده تر کنیم؟
آه ، اتفاقاً پیدایش یعنی چه؟: mrgreen:
آیا این به همان ایده اشاره نمی کند؟

روایت کتاب مقدس بیشتر از اینکه به افسانه نزدیک شود به افسانه نزدیکتر است. (اما در اینجا نیز لازم است دقیقاً مشخص شود چه چیزی می تواند افسانه باشد یا نه !!!)


اگر ابتدای پیدایش را در نظر بگیریم ، با توجه به دانش علمی فعلی ، آنچه را که احتمال دارد از آنچه کمتر است جدا می کنیم ، به عنوان مثال:
"در آغاز آسمان و زمین بود ".

نه ، علم به ما می گوید (و سایر کیهان شناسی ها) زیرا زمین مدتها پس از "آغاز" جهان ما ظاهر شد ...
ممکن است معنای دیگری در پس این عبارت کتاب مقدس باشد ، که معنی را تغییر دهد ...


این واقعاً یک شبکه خواندن است ، اما چه کسی تصمیم می گیرد که یکی برتر یا پایین تر از دیگری باشد؟ باورهای لحظه ای!


شما تا حدودی یک استدلال دایره ای اتخاذ می کنید: واقعیت ها هرگز طبق گفته های شما واقعیات نیستند و فقط نتیجه اعتقاد به لحظه (یا دقیق تر از قدرت موجود) هستند ...

با این حال ، زمین به دور خورشید می چرخد ​​، باور لحظه ای؟
بدیهی است که نه! این یک واقعیت ثابت شده است ، مستقل از قدرت موجود ، حتی اگر قرن ها برخی از مردان فکر می کردند که خورشید به دور زمین می چرخد ​​...
ما نباید تفسیر خود را از یک پدیده و واقعیت آن اشتباه بگیریم.
به عنوان مثال ، احساس سرما می تواند از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت باشد ، اما این امر مانع از نمایش دماسنج تنها یک درجه حرارت نمی شود ...
0 x
"مهندسی گاهی اوقات به معنای دانستن زمان متوقف کردن است" چارلز دوگل.
جانیک
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 14991
سنگ نوشته : 29/10/10, 13:27
محل سکونت: کبود
X 1539




تعادل جانیک » 03/03/14, 09:40

سن هیچ سن سلام
جانیک نوشت:
کدام؟ تاریخ ادیان توالی مصالحه با قدرت موجود است (اعم از مدنی ، تجاری یا فکری). در مورد تکامل که پس از مخالفت با آن با صدای بلند و واضح ، تقریباً تکامل بیشتری از ملحدان

ریشه شناسی کیهان شناسی به شرح زیر است: (از یونانی) جهان - "جهان" و "برای تولید") چگونه روشن تر شویم؟
این اصطلاحی است که به داستان آغاز جهان اشاره دارد.
چرا می خواهیم آنچه را که ساده است پیچیده تر کنیم؟

من مناقشه اصطلاحی ندارم بلکه در هنگام استفاده از این اصطلاح در شرایطی که نتایج تفسیر حقایق است ، من در توضیحات نیستم. (به عنوان مثال پدوفیلیایی که با جنس جنسی اشتباه گرفته شده است) من یک کودک دوست هستم و به آن افتخار می کنم مانند اکثر والدین نسبت به فرزندانشان و دیگران ، اما من یک جنس دوست نیستم. علاوه بر این ، وقتی مردم خودم را تأیید می كنم ، این افراد را شوكه می كند: این به من اجازه می دهد آن را توضیح دهم. به همان اندازه که به من بگویید مومن و ضد دین در همان زمان)
همه تمدن ها سعی کرده اند توضیحی درباره منشأ این جهان ارائه دهند و به نظر ما مانند خیالی بزرگ مانند اساطیر یونان یا روم ظاهر شود. به سادگی آنچه فرهنگ عبری را از فرهنگ یونانی متمایز می کند این است که به هیچ وجه اسطوره شناسی مورد اخیر را تاریخی نمی دانند. ما حتی گزارش های تاریخی مانند Vercingétorix و سران قبایل پیش از او ، Charlemagne ، Joan of Arc یا Napoleon داریم که شخصیت های آنها را می توان با توجه به دور بودن از زمان فعلی و آخرین ما به عنوان افسانه در نظر گرفت ممکن است خود در چند هزار سال اسطوره تلقی شوند.
آه ، اتفاقاً پیدایش یعنی چه؟
آیا این به همان ایده اشاره نمی کند؟

کاملا ! بنابراین بحث بر سر اصطلاح نیست بلکه تفسیری است که با توجه به فرهنگهای مختلف و سیستم تفسیر آنها از آن ارائه خواهد شد. در پیدایش کتاب مقدس از خلقت ، از وجود او ، موجودی صحبت می شود ، بدون یک مرحله متوسط ​​، کامل و بنابراین در طی قرن ها تحت تخریب های پی در پی قرار گرفته است. الحاد (مخالفت در سیاست) تعبیر مخالفی دارد: انسان نتیجه تحولات پی در پی ساده ترین شکل زندگی است ، حتی قبل از باکتری ها ، حتی قبل از این ساده ترین شکل و قبل حتی اشکال حتی ساده دیگر ، برای خاتمه یافتن به (آنچه ادیان مانند الحاد مشترک دارند) سوپرمن ، پایان پایان تکامل ، پایان پایان خلقت: غالب بر همه اینها او را احاطه کرده و استاد مطلق آن است. لوبیای سفید ، لوبیای سفید!
ارجاع:
روایت کتاب مقدس بیشتر از اینکه به افسانه نزدیک شود به افسانه نزدیکتر است. (اما در اینجا نیز لازم است دقیقاً مشخص شود چه چیزی می تواند افسانه باشد یا نه !!!)


اگر ابتدای پیدایش را انجام دهیم ، با توجه به دانش علمی جاری آنچه را که احتمال دارد از آنچه به عنوان مثال کمتر است جدا کنید:
"در آغاز آسمان و زمین بود".
نه ، علم به ما می گوید (و سایر کیهان شناسی ها) زیرا زمین مدتها پس از "آغاز" جهان ما ظاهر شد ...
ممکن است معنای دیگری در پس این عبارت کتاب مقدس باشد ، که معنی را تغییر دهد ...

با این تفاوت که این کیهان شناسی کتاب مقدس برای توصیف دقیق جهان در نظر گرفته نشده است ، این کمی شبیه ریختن پایه های یک ساختمان روی یک قایق است در حالی که دیگران فکر می کنند کف دویدن بیشتر است سازگار. مهم یک نقطه شروع است. سپس شرح متن استقرار زمان (صبح عصر ، سپتائین) را نشان می دهد که مانند سایر پایه های دیگر تکیه گاه ها ساخته شده است: دیوارها در بتن ، سنگ ، بلوک نسیم ، آجرها ، ساختار چوبی ، لپه ، و غیره ...) که کاشت زندگی را در اشکال مختلف تکمیل شده خود همراه می کند ، اما بدون هیچ گونه توصیفی از این موارد ، جز بر اساس گونه های آنها ، بنابراین از مورچه تا نهنگ یا دیپدوکوس. (همیشه بدون مرحله میانی)
بنابراین ما باید دائماً از استعانت از مقدسات دست بکشیم ، زیرا مذهبی ها برای توجیه جزم گرایی خود از خدا استناد می کردند. علم (در این مورد ماتریالیست) فقط معرف دانش خاصی در زمان T است که می تواند با دانش جدیدی که به همان اندازه مادی است مورد سال قرار بگیرد. در نظر گرفتن زمین مسطح همان چیزی بود که علم روز آن را غیرقابل تردید می دانست تا اینکه با کشف گرانش ، همان مورد هلیوسنتریسم و ​​غیره ، زیر سوال رفت.
بحث ما در مورد تکامل (که بین هیچ کس تصمیم نگرفت ... خوشبختانه علاوه بر این!) آیا این تظاهرات از زمان شروع واقعیت های مشترک هر کس می تواند و باید با توجه به گزینه های فلسفی خود ، اینها را متفاوت تفسیر کنید.

ارجاع:
این واقعاً یک شبکه خواندن است ، اما چه کسی تصمیم می گیرد که یکی برتر یا پایین تر از دیگری باشد؟ باورهای لحظه ای!

شما تا حدودی استدلال مدور را اتخاذ می کنید:حقایق طبق گفته شما هرگز واقعیت نیستند، و فقط نتیجه اعتقاد لحظه ای (یا دقیقتر از قدرت موجود در محل) هستند ...

قطعاً نه ، من در این مورد به طور گسترده صحبت کردم. واقعیت ها واقعیت هایی برای همه بدون استثنا هستند، اما بر اساس این واقعیت ها ، هرکدام می توانند با توجه به تعداد مشخصی از پارامترهای ذهنی ، توضیحی متفاوت ارائه دهند. این همان چیزی است که ما در فیلم های پلیسی می یابیم که در آن عناصر ملموس غیرقابل انکار هستند: سلاح قتل ، اثر انگشت ، بزاق و غیره ... مجاز به ادعای یکی یا یکی از مواردی است که این عناصر اجازه می دهند شک کردن گاهی اوقات این امر صحیح به نظر می رسد ، و بار دیگر منجر به سواستفاده از عدالت می شود زیرا این عناصر سو mis تعبیر شده اند. موارد سرماخوردگی آمریکا.
با این وجود ، زمین به دور خورشید می چرخد ​​، باور لحظه ای؟
بدیهی است که نه! این یک واقعیت ثابت شده است ، مستقل از قدرت موجود ، حتی اگر قرن ها برخی از مردان فکر می کردند که خورشید به دور زمین می چرخد ​​...

بدون اعتقاد ، تفسیر غلط با توجه به عناصر موجود در لحظه T. گالیله و دیگران معتقد به خدای خالق جهان بودند ، با این حال کار آنها نشان داد که تفسیر علمی آن لحظه اشتباه بوده است.
تفسیری که زندگی سختی دارد زیرا ما هنوز از طلوع و غروب خورشید صحبت می کنیم ، سرزمین طلوع خورشید و مطمئناً سایر فرمول های تجربی.
ما نباید تفسیر خود را از یک پدیده و واقعیت آن اشتباه بگیریم.

این دقیقاً همان چیزی است که من می گویم و با تأکید نیز تکرار می کنم. کل موضوع را در مورد تکامل مرور کنید!
به عنوان مثال ، احساس سرما می تواند از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت باشد ، اما این امر مانع از نمایش دماسنج یک درجه حرارت نمی شود ...

کاملاً ، یک ذهنیت وجود دارد که به واقعیت های پیرامون ما اضافه می شود ، اما برای همه زمینه های موضوع این موضوع (تا آنجا که عینیت در طبیعت انسان امکان پذیر است) معتبر است که با تاثیر می گذارد.
0 x
آواتار د l 'utilisateur
SEN-هیچ سن
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 6820
سنگ نوشته : 11/06/09, 13:08
محل سکونت: Beaujolais را بالا.
X 708




تعادل SEN-هیچ سن » 03/03/14, 12:21

جانیک نوشت:بحث ما در مورد تکامل (که بین هیچ کس تصمیم نگرفت ... خوشبختانه علاوه بر این!) آیا این تظاهرات از زمان شروع واقعیت های مشترک هر کس می تواند و باید با توجه به گزینه های فلسفی خود ، اینها را متفاوت تفسیر کنید.


با آنچه در زیر می خوانید تضادی وجود دارد:

کاملاً ، یک ذهنیت وجود دارد که به واقعیت های پیرامون ما اضافه می شود ، اما برای همه زمینه های موضوع این موضوع (تا آنجا که عینیت در طبیعت انسان امکان پذیر است) معتبر است که با تاثیر می گذارد.


با عرض پوزش ، اما با توجه به مورد تکامل یا هلیوسنتریسم یک واقعیت وجود دارد که با یک واقعیت مطابقت دارد.
در مورد هلیوسنتریسم بحث داغ زیادی بین کسانی که معتقد بودند زمین مرکز جهان است و کسانی که شواهدی دارند که نشان می دهد زمین به دور ستاره خورشیدی می چرخد ​​وجود داشت.
تکامل نیز همین است ، تنها تفاوت قدردانی به دلیل این تکامل برمی گردد: ملحدان تصور می کنند روند تکاملی نتیجه شانس یا قوانین فیزیک است ، معتقدانی که این امر از اراده ناشی می شود. از خدا ، و دیگری اینکه این یک بحث است (همانطور که من فکر می کنم) که بد گفته شده است.
0 x
"مهندسی گاهی اوقات به معنای دانستن زمان متوقف کردن است" چارلز دوگل.
جانیک
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 14991
سنگ نوشته : 29/10/10, 13:27
محل سکونت: کبود
X 1539




تعادل جانیک » 03/03/14, 13:48

سن بدون سن
جانیک نوشت:
بحث ما درمورد تکامل (که بین هیچ کس تصمیم گیری نکرده است ... خوشبختانه علاوه بر این!) آیا این تظاهرات از زمان شروع واقعیت های مشترک است که هر کس می تواند و باید اینها را با توجه به گزینه های فلسفی خود به روش دیگری تفسیر کند.

با آنچه در زیر می خوانید تضادی وجود دارد:

این خود تناقضی ندارد ، فقط تأکید می کند که انسان ، ذاتاً ، ذهنی است و بنابراین اعتقادات او ، بر اساس عناصر خاص و بنابراین منتخب ، به آن وابسته است.
ارجاع:
کاملاً ، یک ذهنیت وجود دارد که به واقعیت های پیرامون ما اضافه می شود ، اما برای همه زمینه های موضوع این موضوع (تا آنجا که عینیت در طبیعت انسان امکان پذیر است) معتبر است که با تاثیر می گذارد.

با عرض پوزش ، اما با توجه به مورد تکامل یا هلیوسنتریسم یک واقعیت وجود دارد که با یک واقعیت مطابقت دارد.

نه دقیقا! هلیوسنتریسم و ​​تکامل گرایی رویکردهای بسیار متفاوتی هستند. اولین واقعیت مسلم است توسط مrsمنان متعصب و همچنین توسط ملحدان به عنوان چنین شناخته شده است زیرا قابل تأیید است در حال حاضر تا زمانی که این خورشید وجود داشته باشد.
تکامل گرایی مبتنی بر فرضیات گذشته است (که در حال حاضر توسط هر یک از طرف های مربوطه قابل تأیید نیست) ، بنابراین فرمول بندی آن امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد: این نیز مانند هر نظریه ای قانونی است. عیب اصلی آن ، مانند مذهبی که پیش از آن بود ، ادعای آن است که تنها مخزن دانش "علمی" است ، با یادآوری " خارج از کلیسا هیچ نجاتی وجود ندارد »همان ادعا ، همان باطل و در نتیجه یک گفتمان بی نظیر.
در مورد هلیوسنتریسم بحث داغ زیادی بین کسانی که معتقد بودند زمین مرکز جهان است و کسانی که شواهدی دارند که نشان می دهد زمین به دور ستاره خورشیدی می چرخد ​​وجود داشت.
این مانند هر ایده جدید طبیعی است!
تکامل یکسان است ، تنها تفاوت قدردانی به دلیل این تکامل است: ملحدان تصور می کنند که فرایند تکامل نتیجه شانس یا قوانین فیزیک است ، معتقدانی که این امر از اراده ناشی می شود از خدا ، و دیگری اینکه این یک بحث است (همانطور که من فکر می کنم) که بد گفته شده است.

شما همان کمبود تفسیری را دارید که در مورد تکامل موضوع با سردرگمی اصطلاحات وجود دارد.
آنچه بسیاری از مردم آن را تکامل می نامند تنها سازگاری است ، همانطور که خود داروین به درستی در آن اشاره کرده است منشا گونه ها. سپس ، به دلایل بیشتر یک نظم سیاسی - مذهبی ، - و نه ضد مذهبی - (از این رو اهمیت قرار دادن وقایع و فلسفه ها در متن آنها) ، اصطلاح تکامل جایگزین اصطلاح سازگاری شد. سپس اختلاف نه تنها با مفهوم فلسفی شانس ساده بلکه با بعد مادی بسیار فیزیکی آن ، از واقعیت های عینی و از این رو با واقعیت های معروف پیوند می خورد ، اما فقط در آن زمان، تفسیر اینها.
به همین دلیل است که هلیوسنتریسم (فراتر از محافظه کاری دینی) به سرعت توسط ریاضیدانان و ستاره شناسان پذیرفته شد. و هیچ کس در مورد نظریه هلیوسنتریسم صحبت نمی کند.
تکامل متفاوت است زیرا بین دانشمندان اتفاق نظر وجود ندارد و این امر تا جایی است که (حتی در حامیان آن) فلسفه وجودی آن را به چالش می کشد. به همین دلیل است که من به جای نقل قول از دانشمندان مievingمن ، فقط دانشمندان "تکامل گرا" را نقل کرده ام که در قابل اعتماد بودن این نظریه با دانشمندان تردید دارند ، به عنوان مثال زیست شناس ژان روستاند ، که اگرچه به آن اعتقاد ندارد اما تکامل به خدایی اعتقاد نداشت. با تأكيد بر اينكه نبايد پيشيني ، ميان دو فلسفه آميخته شود. بنابراین هنوز با این مثال ، روستاند هیچ تأیید بیولوژیکی برای تکامل پیدا نمی کند ، این دانشمند است که خود را در آنجا ابراز می کند. پس او به خدا اعتقاد ندارد: این فیلسوف است که در آنجا ابراز وجود می کند.
تا زمانی که این سردرگمی ، ایجاد این مخلوط بین دو جنبه مختلف ادامه یابد ، schmilblick پیشرفت نمی کند
0 x

آواتار د l 'utilisateur
SEN-هیچ سن
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 6820
سنگ نوشته : 11/06/09, 13:08
محل سکونت: Beaujolais را بالا.
X 708




تعادل SEN-هیچ سن » 03/03/14, 14:35

جانیک نوشت:نه دقیقا! هلیوسنتریسم و ​​تکامل گرایی رویکردهای بسیار متفاوتی هستند.


این دقیقاً همان رویکردی است که در پس دو کشف وی بافته شده است: واقعیت های مشاهده شده ، نظریه ها و سپس اثبات.

اثبات انکار ناپذیر هلیوسنتریسم تا دیر هنگام ارسال ماهواره ها و گرفتن عکس های فضایی ظاهر نشده است ، حتی اگر محاسبات و اندازه گیری های مختلف قرن ها قبل آن را به صورت تئوریک اثبات کرده باشند!

این امر در مورد تکامل نیز صادق است ، با این تفاوت که جمع آوری شواهد دشوارتر است ، که به جنبش های خلقت گرایی اجازه می دهد تا اعتبار این نظریه را زیر سوال ببرند ... بدون ارائه اثبات ملموس. .

این واقعیت غالب نیست که یک واقعیت فارغ از ذهنی بودن هر یک غالب خواهد شد.


تکامل متفاوت است زیرا در بین دانشمندان اتفاق نظر وجود ندارد و این امر تا جایی است که فلسفه موجودیت آن را به چالش می کشد.


در اینجا دوباره ، واگرایی مربوط به واقعیت تکامل نیست ، بلکه مربوط به فرایندهای کار است ، تفاوت های ظریف!
0 x
"مهندسی گاهی اوقات به معنای دانستن زمان متوقف کردن است" چارلز دوگل.
جانیک
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 14991
سنگ نوشته : 29/10/10, 13:27
محل سکونت: کبود
X 1539




تعادل جانیک » 03/03/14, 18:32

در مورد تکامل نیز همین مسئله وجود دارد که جمع آوری شواهد دشوارتر است، که به جنبش های خلقت گرایی اجازه می دهد تا اعتبار این نظریه را زیر سوال ببرند ... بدون ارائه هیچ اثبات ملموس.

همه چیز اینجاست! کمبود شواهد ... همانطور که قبلاً اشاره کردید غیرقابل انکار است ، اما حتی بدون این انکارناپذیری در جای دیگر.
سپس س questionال کنید! لازم نیست عناصر این پرسش ها را در خلقت گرایان جستجو کنیم ، زیرا این خود تکامل گرایان هستند.
در صورت سیاست ، اگر خود چپ شواهد را ارائه دهد ، آیا در بحث عدم توانایی دولت فعلی ، می توان بحث درستی را مطرح كرد؟ با این حال ، این بدان معنا نیست که این معترضان ، مانند نمونه ای از روستند که ذکر شد ، راست گرا شوند.
این واقعیت غالب نیست که یک واقعیت فارغ از ذهنی بودن هر یک غالب خواهد شد.

در آنجا موافقیم ، واقعیت با ادعای خود (در چه مدت ، کسی نمی داند) به پایان می رسد ، ممکن است شگفتی هایی در انتظار شما باشد!

ارجاع:
تکامل متفاوت است زیرا در بین دانشمندان اتفاق نظر وجود ندارد و این امر تا جایی است که فلسفه موجودیت آن را به چالش می کشد.

در اینجا دوباره واگرایی مربوط به واقعیت تکامل نیست ، بلکه مربوط به فرایندهای کار است ، تفاوت های ظریف!

جز این که این نام ازسیر تکاملی با واقعیت مطابقت ندارد ، این فقط یک رویکرد فلسفی است. همیشه این سردرگمی معنایی!
تکامل در زیست شناسی اصلاح گونه های زنده در طول زمان است ، توضیح داده شده توسط نظریه مصنوعی تکامل.
ویکیپدیا
واضح است که این اصطلاح مطابقت ندارد به یک نظریه خاصی که ادعا می کند جایگزین هر تفسیر دیگری از واقعیت ها می شود همانطور که کلیسای غالب قبل از آن عمل می کرد. بارها و بارها این ادعا که تنها دارنده یک حقیقت است ... و چرا علاوه بر این مقدس نیست! 8)
بنابراین مسئله تکامل گرایی ، و من قبلاً هم گفتم ، این نیست که دیدگاه خاص خود را در این مورد داشته باشد ، این نه تنها حق آن است بلکه مشروعیت آن نیز به عنوان نقطه نظر مخالف یک فرهنگ تنها چیزی که مرا آزار می دهد دیدگاه است منحصر به فرد چه در این منطقه مانند سایر موارد برای آن موضوع. اکنون هرگونه توتالیتاریسم فکری خطرناک است و خطرات آن را مانند همه سیستم های این نوع ثابت کرده است.
0 x
آواتار د l 'utilisateur
SEN-هیچ سن
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 6820
سنگ نوشته : 11/06/09, 13:08
محل سکونت: Beaujolais را بالا.
X 708




تعادل SEN-هیچ سن » 04/03/14, 19:05

جانیک نوشت:بنابراین مسئله تکامل گرایی ، و من قبلاً هم گفتم ، این نیست که دیدگاه خاص خود را در این مورد داشته باشد ، این نه تنها حق آن است بلکه مشروعیت آن نیز به عنوان نقطه نظر مخالف یک فرهنگ تنها چیزی که مرا آزار می دهد دیدگاه است منحصر به فرد چه در این منطقه مانند سایر موارد برای آن موضوع. اکنون هرگونه توتالیتاریسم فکری خطرناک است و خطرات آن را مانند همه سیستم های این نوع ثابت کرده است.


چرا بی نظیر؟
بسیار ساده ، نظریه تکامل بخشی از علم است و علم بر اساس مجموعه قوانینی است که ما در تکامل می یابیم.
به عنوان مثال چرا جهان در حال تکامل است؟
چرا زندگی تغییر می کند؟
چرا جامعه تغییر می کند؟
با طفره رفتن از نظریه تکامل (یا بهتر بگوییم از تئوری ها!) ما خیلی سریع به یک فلج فکر می رسیم ...
0 x
"مهندسی گاهی اوقات به معنای دانستن زمان متوقف کردن است" چارلز دوگل.
جانیک
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 14991
سنگ نوشته : 29/10/10, 13:27
محل سکونت: کبود
X 1539




تعادل جانیک » 04/03/14, 20:33

سن بدون سن
چرا بی نظیر؟

به همین دلیل ساده که برای انتخاب خود به ابزار لازم برای این کار احتیاج دارید.
تکامل گرایی یک گزینه است ، خلقت گرایی گزینه دیگری است و سایر گزینه ها در صورت وجود.
بنابراین همانطور که در نقل قول از ویکی پدیا اشاره شد:
تکامل در زیست شناسی اصلاح گونه های زنده در طول زمان است ، با تئوری توضیح داده شده است خلاصه تکامل. *

به طور خلاصه: گزینه (های) دیگر کجاست؟
گویی نظریه اعتقاد به خدا که توسط الهیات تبیین شده بود کافی بود تا خود را به عنوان یک واقعیت ثابت کند که همه باید در آن اشتراک داشته باشند. شک دارم موافقت کنید!
بسیار ساده ، نظریه تکامل بخشی از علم است و علم بر اساس مجموعه قوانینی است که ما در تکامل می یابیم.

عجیب است که افرادی مانند روستند نقل کردند (و او تنها کسی نیست) این را نفهمیدند! به همین دلیل ساده که وی ، و نه دیگران ، در نظم و انضباط خود ، شواهدی از آن پیدا نکردند. اما فقط پیش فرض ها ، نظریه ها و همچنین مواردی که ممکن است برای تکامل گرایان ، خلقت گرایان و هر شخص دیگری برای آن موضوع مشترک باشد ، و ادعا می کنند که این یکی از موارد (یا نبوده) است دانشمندان (های) واقعی بیش از یک پرش انجام می دهند.
با این حال ، ما بر این حقیقت توافق داریم که این تئوری بخشی از علوم است ، به عنوان یک نظریه در میان دیگران، اما این در چارچوب محدود شده از نظریه ترکیبی تکامل است uniquement. بنابراین در مورد کسانی که در این چارچوب نمی گنجند چطور؟ آیا آنها را از بین ببریم؟ چرخ چرخش ، شکنجه محله ، تبعید مثل کلیساها؟
به عنوان مثال چرا جهان در حال تکامل است؟
چرا زندگی تغییر می کند؟
چرا جامعه تغییر می کند؟

همیشه این سردرگمی بین تکامل و سازگاری ، دوباره داروین را بخوانید!
بنابراین دوباره شروع می کنم: چرخ دارد تکامل یافت پس از آفرینش او تا چرخهای فعلی ما اتومبیل دارد تکامل یافتاو نیز از آن زمان آفرینش او چون انسانها به آنها فکر می کردند ، آنها را خلق کردند! بنابراین این اصطلاح در زبان روزمره به طور گسترده ای استفاده می شود تا بیانگر عبور از یک فرم به فرم دیگر در چارچوب محتوای محصول مربوطه باشد. یک چرخ از ابتدای تاسیس آن یک چرخ است و باقی می ماند ، به همان اندازه یک خودرو است. اگر این همان چیزی است که در ذهن کسانی است که این اصطلاح را به کار می برند ، همه موافقند: مومن یا نه!
اگر این اصطلاح عبور از چرخ به کفش را در بر بگیرد ، بدیهی است که مومن (فلج فکر) ، آن را باور ندارد! هرچه بیشتر تعجب می کند چگونه کسانی که در فکرشان فلج نیستند می توانند آنها را باور کنند!
با طفره رفتن از نظریه تکامل (یا بهتر بگوییم از تئوری ها!) ما خیلی سریع به یک فلج فکر می رسیم ...

این قضاوت پیشینی باورنکردنی است! این طوری وانمود می کند که حتی نگران این فلج نیست! (و در اینجا لمس سیستم های مذهبی را پیدا می کنیم که ادعا می کردند تنها دارندگان حقیقت مقدس هستند ، که باید با روح مقدس ، با نور الهی و بنابراین با یک فکر واقعی که توسط خرافات فلج نشده است ، سرمایه گذاری شود: یوک برای همه!) و با توجه به چه معیارهایی؟ آیا واقعاً فکر می کنید همه دانشمندان ، فیلسوفان ، متفکرین از هر نوع که این نظر را ندارند ، فلج هستند؟ این واقعاً دیگران را برای احمق ها می برد (به معنای واقعی کلمه ، نه به عنوان توهین)
0 x
آواتار د l 'utilisateur
SEN-هیچ سن
کارشناس Econologue
کارشناس Econologue
پست ها: 6820
سنگ نوشته : 11/06/09, 13:08
محل سکونت: Beaujolais را بالا.
X 708




تعادل SEN-هیچ سن » 05/03/14, 12:41

جانیک نوشت: به طور خلاصه: گزینه (های) دیگر کجاست؟


گزینه های دیگر همانطور که ذکر کردید (از نظر تاریخی کدام ؟؟؟) به سرعت به دلیل ساده نقض اصل صرفه جویی در انرژی کنار گذاشته شدند.
زیرا اگر زندگی با خود سازماندهی به وجود نیامده و آنچه تکامل نیافته است ، چه چیزی برای ما باقی می ماند ؟؟؟
اگر تکامل را قبول نکنیم چگونه می توان این شکوفایی زندگی را توضیح داد؟
اگر از تکامل جلوگیری کنیم چگونه می توان تشکیل کهکشان را توضیح داد؟

به غیر از تکاملی که برای ما باقی مانده است؟

: arrow ارسال: مداخله یک بیماری مریض که اثبات آن غیرممکن است! (و بسیاری آن را در اصل تکامل می دانند!)
مورد دوم نیز باید جایگزین گونه می شد ، چطور؟ چه هدفی؟

بنابراین دیگر بحث فیزیک نیست بلکه متافیزیک غیرقابل تأیید است ....


این قضاوت پیشینی باورنکردنی است! این طوری وانمود می کند که حتی نگران این فلج نیست!


با فلج فکر ، من به نفی تکامل به عنوان یک کل اشاره کردم.
خوشبختانه تعداد کمی از افراد به چنین درجه ای می رسند!

مثال: نقل قول می کنید ژان Rostand، او در این مورد به ما چه می گوید ؟؟؟
: arrow ارسال: "بنابراین من دو نظریه اصلی تکامل را حذف می کنم (...) من به جای آن یک علامت سوال بزرگ قرار دادم".
http://www.ina.fr/video/I05168316 در 50 '

حال وقتی صحبت از عملکرد خورشید ، زلزله ، جزر و مد ، پدیده های آب و هوایی (که همه پدیده های تکاملی هستند) بود ، ما با یک علامت سوال ساده - اگر غول پیکر بود - پاسخ داده بودیم ، و خوب علم نخواهد بود و ما هنوز تحت تأثیر تجربی باورهای مختلف خواهیم بود!
0 x
"مهندسی گاهی اوقات به معنای دانستن زمان متوقف کردن است" چارلز دوگل.


 


  • موضوعات مشابه
    پاسخ ها
    نمایش ها
    آخرین پست

برگشت به بخش "علوم و فناوری"

چه کسی آنلاین است؟

کاربران در حال دیدن این forum : بدون ثبت نام و مهمانان 8